To{-}i Duffer

ًًًَََُُ ًَُ ًَُ تهی اونه که دورش یه کروشه شاید بگی چرا کروشه مگه چیزی توشه ًًَُ ًُ ًُ

مصاحبه بی بی سی با تهی

N E W S

اون طور که تهی به من گفت ، این تک آهنگ ( سینگل ) در یک بسته بندی ( پک ) داره میاد بیرون و قراره که به صورت رایگان و به نفع مراکز حمایت از معلولین توزیع بشه ، می دونم که خیلی سرش هم پول گذاشته هم وقت و هم احساس و همین باعث شده که کارش با ارزش بشه حسین همینطور داره فصل جدیدی از کارهاش رو هم شروع می کنه … داره به شدت رو آلبوم تی اند تی ، با تتلو کار می کنه و اونطور که پیشتر به من گفته بود داره تلاش می کنه که با مجوز وزارت ارشاد این کار رو ارایه کنه … حسین که چند ماهی تو سکوت به سر می برد همینطور ، حسابی به تیپ و هیکل رسیده و کلی عکس آتلیه ی جدید هم گرفته

قرارمون تو برج سفید بود ! ساعت شیش ! که بعد افتاد ساعت هفت ولی آخر سر تهی رو ساعت هفت و نیم سر چهار راه پاسداران دیدم و مثل لک لک پریدم تو ماشینش ! خوش تیپ ، به موی سر رسیده و بوی پودر صورت داده( واسه عکس و ویدیو) ، جلوم ظاهر شد ! بی باک از کمبود بنزین گاز می داد و از هواداری واسم گفت که کارت بنزیشو داده بهش !!! آهنگهایی که تو ماشینش گوش میداد هم باحال بود . به جز 50 سنت و توپاک ، کامران هومن ، هم روی سی دی داشت ! با کلاغ دم سیاه شهره هم قر داد ! روی سی دی برنامه های ما رو هم داشت ! واسم گذاشت و بعد از چشم غره ی من عوضش کرد . تو ترافیک اون موقع عصر ، نیم ساعتی طول کشید تا رسیدیم جلوی برج سفید ! ولی با دیدن منظره ی دم درش ، رنگ صورته جفتمون از رنگ برج هم سفید تر شد : این کامیونت های جمع کردن اراذل و اوباش دمش واستاده بودن و نمی دونم چرا من چلغوز هم فکر کردم ممکنه ” اراذل ” باشم ! تهی گازشو گرفت و ماشین رو با یه تکون شدید به سمت تجریش روند ، یه کار جالبی که تهی انجام می داد تو ماشینش ، این بود که جا به جا ، روی آهنگ های رپ خارجی که می شنید ، شعر می زاشت و می خوند … همشون هم باحال از آب در میومدن

تو راه واسم از کار جدیدش گفت : بغض ! کاری که واسه ی بچه های معلول و بی سرپرست خونده . بچه هایی که سر چهار راه ها ، جواب بدبختیشون رو با بالا کشیده شدن پنجره ی اتوموبیل ها و ” ولم کن بچه ” از مردم می شنون . تهی تحت تاثیر یه همچین برخوردهایی ” بغض ” رو خونده ، بهش گفتم که صداش خیلی عوض شده و پخته ، جواب داد: همه این رو بهم میگن … او شولوغ پلوغی حرف ما و ترافیک خیابون ، رسیدیم به یه سفره خونه تو تجریش ، ریختیم توش و از بین دود و نفیر قلیون ، یه جای دنج پیدا کردیم که مثلا تهی رو نشناسن و بشه دو کلمه باهاش حرف زد ! ولی مگه شد !!! مگه گذاشتن ؟ یه جاهایی بدون اینکه ملاحظه کنن که تهی داره مصاحبه می کنه ، با دسته بیل فرض کردن من ، می ریختن سرمونو و ازش سوال های جور واجور می کردن ! سوالهایی که گرچه جالب بودن ولی هیچ ربطی به موضوع گپ من و تهی نداشتن یه آقای پا به سن گذاشته ای که از تهی در مورد زد بازی و پیشرو سوال می کرد !! اونم سوالهای بی ربط و حرص دهنده ، وسطشم یهو زد زیر آواز تا تهی بهش بگه صداش خوبه یا نه

یه آقایی اومده بود رو میز من و تهی بست نشست و بر و بر وسطه مصاحبه به من و تهی خیره شد و بدون ملاحظه هی می پرید وسطه حرفمون ، یه سری دختره ایکبیری هم از فاصله ی یک کیلومتری با دوربینهای تلفنشون از ما ( یعنی در اصل از تهی ، ولی منم هی میپچیدم تو تصویر و حسابی کفریشون کرده بودم )عکس گرفتن . به قول تهی : این مهم نیست ، مهم اینه که دافت دست خورده نیست

زیاد اونجا ننشستیم ، چون جمعیت داشتن متوجه حضور تهی می شدن و تک و توک احوال پرسیهاشون داشت به هم همه تبدیل میشد ، میومدن عکس می گرفتن و از تهی آهنگ های جدیدش رو می خواستن تا با موبایل واسشون بفرسته
power4rap@yahoo.com
www.PowerRap.blogfa.com
من شخصا فکر میکردم که وقتی رپر ها به جایی میرسن دیگه خودشونو گم میکنن ولی حسین تهی با این موزیکش جدا نظر منو نسبت به ستاره های رپ ایران عوض کرد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/12/20ساعت 16:31  توسط .:: نگار و نیلوفر ::.  |